امروز آرش زنگ زده بود و ازم کلی تشکر کرد واسه ارنج بازی قبلی تیمش جلوی آرسنالِ مهاباد. من نمیدونم این آرش برهانی که همون موقع جوونیش هم یا تو یه بازی چهار تا گل میزد یا شیش تا گل نمیزد حالا چطور نمیدونه واسه مربیگری استقلال باهاس یه نمه همچین بیشتر مایه بذاره. همینجور الله بختکی که نمیشه مربی شد که آخه. این نشد کار که واسه بازی جلو هر چلغوزی به من زنگ بزنه که تیمش رو ارنج کنم آخه.
من وختی مربی استقلال بودم کللیوم پن بار همهش از این و اون راهنمایی گرفتم و بعدش خودم همینطور تیم رو میریختم تو زمین و بچه ها خودشون هر گلی مزدن به سر خودشون میزدن. مام اون وسط مسطا باهاس یقهء این و اون و میگرفتیم که چرا پاس ندادی و چرا بد شوت کردی.
خداییش الان دوره و زمونه خیلی عوض شده به مولا. اون موقع ما بودیم و یه ناصر خان این طرف که آبمون هیچ وخ خداییش تو یه جوب نمیرفت و اون ور هم علی آقا سلطان بود و بعدش که کلّهش کردن و اون پسر کوچولوئه رو از آمریکا یا نمیدونم کره یا از سر قبر {...} آوردن گذاشتن سرمربی پرسپولیس. کسی نبود که. یه دوره اون حاجی فیروز و مجید لپ تاپ رو هم کرده بودند واسه ما شاخ. مام که باکیمون نبود از این آقایونا. کار خودمون رو میکردیم و عین خیالمون هم نبود که اون جوجه فکلی تو برنامه ۹۰ چی میگه.
الان با این ۱۶-۱۷ تا کانال ورزشی که زدن و همه میخوان ادای عادل رو در بیارن و این همه بگیر و ببند هر ننه قمری واسه خودش شده یه پا علی پروین. آخه کجا رفت اون دوره و زمونه ای که فقط یه پرسپولیس بود و یه استقلال؟ این همه تیمای ت.خ.می تخیلی نبودند که آخه. کللیوم دو تا تیم اصفهونی و شیرازی هم بودند که الکی الکی میومدند و یه حالی از ما گنده ها میگرفتن و بعدشم میرفتن پی کارخودشون. این همه تیم نبود که. الان تیما رو بیبین: آرسنالِ مهاباد؛ اینتر ِ گناوه؛ چلسی ِ اراک؛ بوکاجونیورز ِ کازرون؛ رئالِ علی آباد کتول؛
هی... جوونی... کجایی که ما رو والله شاهده که یادشون رفت به مولا قسم.
۲۲ آبان ۱۴۰۷